عشق به جهاد
راوی قاسم میانبندی : یکروز برادرم علی به منزل ما آمد، به او گفت: "برادر جان ، در حال حاضر که پدر ناراحتی قلبی دارد و مادر هم در قید حیات نیستند، دیگر بس است و نمی خواهد به جبهه بروی، دیدم ایشان ناراحت شدند و گفتند: من باید به جبهه بروم و به شهادت برسم و گرنه خودکشی می کنم، که همسرم گفت: شما کاری نداشته باشید، بگذارید به جبهه برود.
ثبت دیدگاه