خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی جلیل موفق یامی : موقع شهادت برادرم ، جلال الدین ، من در بیمارستان بستری بودم و از شهادت ایشان خبر نداشتم و خانواده به من اطّلاع نداده بودند . شبی خواب دیدم که ایشان شهید شده و مردم جنازه اش را حمل می کنند . وقتی به جلو درب خانة ما رسیدند ، جنازة شهید را روی زمین گذاشتند و همه از او فاصله گرفتند . من بالای سرش رفتم و پارچه ای را که روی صورتش انداخته بودند ، کنار زدم و گفتم : برادر جایت چطور است . لبخندی زد و گفت : خیلی خوب است . در این موقع بوسه ای بر صورتش زدم و از خواب بیدار شدم و با خودم گفتم : برادرم حتماً شهید شده است .
ثبت دیدگاه