ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی زهره صانعی : یک روز در عید نوروز از محمد خواستم که بازار برویم و برایش لباس نو بخرم ولی او قبول نکرد . من ناراحت شدم وگفتم : چرا قبول نمی کنی ؟گفت : افراد زیادی هستند که توانایی خرید لباس ندارند . شما بروید برای من لباس بخرید وآن را به نیازمندان بدهید . لباسهای من خوب هستند و لزومی ندارد که لباس نوبخرد .
ثبت دیدگاه