عشق به جهاد
راوی میمنت فتحی : روز اول جنگ از کارگاه به خانه آمد و با کلامی ناقد و استوار که حاکی از شجاعت و شهامت شهید محمود بود رو به من کرد و گفت (( این قاصد مرگ من است آمد و خبر دارم کند در خواب بودم . ای خدا آمد که بیدارم کند . )) و سپس گفت : من باید به جبهه بروم چون لازم است و شما هم در پناه خدا و ائمه اطهار زندگی کنید و دست پیش احدالناسی دراز نکنید . به جزء خدای منان ایشان با شور و علاقه ای که نسبت به حضور در جبهه داشتند ، پنجمین نفر در شهرستان نیشابور بود که ثبت نام کرد . خلاصه در همان اویل جنگ از زندگی دنیوی برید و راهی جبهه شد.
ثبت دیدگاه