شناسه: 145445

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

شهید: علی اکبر محمد نژاد گوینده : محممد خواجه ـ دوست وهمرزم بعد از شهادت علی اکبر به همراه یکی دیگر از همرزمان یک تخته سنگ لوح مانندی را برای قبر او درست کرده بودیم وقتی می خواستیم بر روی مزارش نصب کنیم بنیاد شهید ممانعت کرد و گفت این سنگ کوچک است می خواهیم برای شهید سنگ قبر بزرگتری بنویسیم از این عمل بنیادشهید خیلی ناراحت شدیم تا اینکه یک شب درجبهه در سنگر بعد از خواندن دعاو نماز ومناجات خوابیدم در خواب علی اکبر را دیدم که وارد سنگر شد وگفت من می دانم که شما دلتان با من است و از اینکه بنیاد نگذاشته سنگ شما نصب شود ناراحت هستید و تاکید کر اصلاً ناراحت نباشید وسعی کنید که با بنیاد شهید هماهنگ باشید بعد یک عدد سیب به من داد که در همین حال از خواب بیدار شدم ومتوجه شدم سنگرمان خیلی معطر است و به گریه افتادم . 1- خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2-ناظر و شاهد بودن شهید برامور

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه