عشق شهادت
راوی زبردست رجبی: به یاد دارم وقتی شنیدم شهید برات محمد در جبهه مجروح شده و ترکش خورده از اهواز به قوچان انتقال یافت خود را برای ملاقات او به بیمارستان شهدا قوچان رساندم دیدم دست بر گردن دارد به محض اینکه مرا دید اشک در چشمان آن شهید حلقه بست و گفت پهلوان دیدی شهادت نصیبم نشد از آن ملاقات به بعد من دیگر آن شهید را ندیدم زیرا بعد از خوب شدن حالشان دوباره به جبهه اعزام شد و به آرزوی دیرینه اش که شهادت در راه خدا بود نائل گردید.
ثبت دیدگاه