شناسه: 147284

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی جعفر کیخسروی: یک روز به ما خبر دادند که حسن مجروح شده و در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شده است من به همراه مادر و برادر و خواهرش برای آوردن او به منزل به بیمارستان رفتیم.در راه بازگشت از بیمارستان که حسن را می آوردیم مادر او خیلی گریه می کرد ولی حسن با لبانی پرخنده می گفت:مادر جان چرا گریه می کنی این که غصه ندارد با دو پارفته ام و حالا با چهار پا برگشته ام.(پاهایش مجروح بود و با عصا آمده بود.)

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه