شناسه: 147905

عشق شهادت

راوی علی مسافرتی: ادامه عملیات کربلای 5 بود، خیلی از بچه های هم محلی از جمله پیرمردی بنام حاج عبدالحسین الهی باهم بودیم، جند شب به عملیات مانده بود که همه بچه های هم محلی مراسمی گرفتیم تا زیارت عاشورابخوانیم. آنشب همه بچه ها خود را برای شهادت و دیدار با معبودشان آماده کرده بودند، عملیات انجام شد و عده زیادی در آن عملیات به شهادت رسیدند. پس از آن یک شب وقتی مراسم زیارت عاشورا و دعای کمیل به پایان رسید، همه بچه ها گفتند:بیایید قرعه کشی کنیم تا معلوم شود کدامیک از ما شهید می شود و یا چه کسی مجروح یا مفقود یا اسیر می گردد و چه کسی نیز سالم خواهد ماند، وقتی قرعه کشی انجام شد،اولین قرعه شهادت بنام محمدعلی درآمد واقعا" عجیب بود، شهید وقتی این موضوع را متوجه شد، خود را برای شهادت آماده کرد. چندی قبل بچه ها در جلوی سنگر گودالی حفر کرده بودند که اگر کسی می خواست با خدا راز و نیاز کند آنجا می رفت. شب قبل از شهادتش دیدیم در نیمه های شب داخل گودال رفته و در حالیکه کتاب دعایی در دست دارد با حدای خود راز و نیاز می کند. او با دلی آرام و قلبی مطمئن خود را برای شهادت آماده کرده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه