پيش بيني شهادت
راوی محمدعلی کرامتی: علیرضا سری دوم که می خواست برو لباسهای بسیجی اش را به تن کرده بود وگفت : خواهر بیا به لباسهای من نگاه کن وببین به من می آید گفتم: این چه حرفی است که می زنی برودست علی به همراهت می گفت : پدر ومادر را دلداری بده وکاری کن که نفهمند من رفته ام جبهه رفت ودرنامه نوشت تا پدر و مادر را تو راضی کن چون این دفعه برنمی گردم .
ثبت دیدگاه