شناسه: 148952

مهارت نظامي و فردي

راوی برازنده: در مرحله اول عملیات کربلای 2 معاون برادر کاوه رفته بودند و موفقیتی بدست نیاوردند . شب دوم خود کاوه گفت که من باید بروم و نگذارم خون این شهدایی که در شب گذشته ریخته شده است ، از دست برود . گردان امام حسن (ع) را آماده کردند و عده ای از برادران از جمله محراب ،شبانیان ، ایافت فرمودند که برادر محمود صلاح نیست که جلو بروید ، ایشان گفتند من باید بروم و احدی هم نمی تواند جلوی من را بگیرد . باز هم تکرار برادران شروع شد که شما نروید ، درست نیست ، وضعیت این طور است . محمود گفت حتما باید بروم ، برادر محمود آماده شدند و یک بلوز کره ای تنشان کردند و به سوی دشمن حرکت کردند . اینجا بود که من متوجه شدم که برای کاوه نیروهای رزمی چقدر ارزش دارند . به وا... قسم تا 20 متری 40 متری خودش را شناسایی می کرد و سپس نیروها را حرکت میداد ، و می برد حتی زیر سنگ ها را نگاه می کرد که مبادا نیروهای دشمن که از عملیات مطلع هستند بیایند و کمین کنند . برادر کاوه جلو رفتند و رسیدیم به سیم خاردار دشمن ، تخریب چی خواستند ، تخریب چی فرستادیم اما متاسفانه تخریب چی هایمان در معبر شهید شدند . آتش دشمن سنگین شد و خمپاره ای به زمین اصابت کرد و آنگاه برادرمان کاوه در همانجا در 11 شهریور شربت گوارای شهادت را نوشیدند و به آن چیزی که واقعا حقشان بود و سالهای سال دنبال آن می گشتند به شهادت رسیدند . بعد از به شهادت رسیدن ایشان عده ای از نیروها عقب آمدند و عده ای آنجا ماندند و سپس سر صبح عده ای از برادران اطلاعات به همراه تعدادی از فرمانده گردانه رفتند و جنازه شهید محمود کاوه را به پشت خط انتقال دادند . جنازه مطهر شهید کاوه را به شهر ارومیه آورده بودند و واقعا من در آن تشییع جنازه مشاهده کردم نه تنها مردم حزب ا... ارومیه بودند ، بلکه ما نیروهای زیادی را دیدیم که از تیپها و لشکرهای دیگر حتی از شهرهای دیگر به تشییع جنازه این شهید آمده بودند . اگرچه نباید تشییع جنازه نبود بلکه فقط قرار بود که جنازه شهید را از بیمارستان به فرودگاه انتقال دهند و از فرودگاه به مشهد . مردم آمدند و واقعا آن شیفتگی و دلباختگی که نسبت به کاوه داشتند را نشان دادند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه