مهارت نظامي و فردي
راوی محمد ابراهیمی اول: دو سه روز بعد از اینکه وارد سقز شدیم که گفتند عملیات است شب ماشین آیفا آمد و نیروها را سوار کردند توی جاده سقز به بوکان در سمت راست هدف سد شاهین دژ بود و این سد، سد اقتصادی بود و در پرورش ماهی انجام می شد در این سد حدود 30 خانه ویلایی بود که این ها همه دست کموله ودموکرات بود و توی سد مستقر بودند . سد هم یک حالتی داشت که اگر کوچکترین احساس خطری می شد این ها اعلام کرده بودند که ما سد را منهدم می کنیم و اگر منهدم می شد شهر شاهین دژ و بوکان می ترسیدیم که زیر آب برود و آن شب حرکت کردیم ابتدای ستون کشی کاوه به ما گفت : اینجا کردستان است ما میرویم بیرون ماه نیست ، مهتاب نیست چشم توی چشم می کند ، انگشت توی چشم می خورد و از نظر تاریکی نمی فهمی که پشت سرت چه کسی است . هر دسته ای که 22 نفر است اگر 23 نفر شد آن نفر 23 کموله و دموکرات است و او را بکشید ، این هوشیاری را باید داشته باشید که آن شب ستون حرکت کرد . اوایل ماه بود و شب تاریک 2 تا گردان از یک مسیر رفتند و گردان ما هم از سمت جاده سقز بوکان حرکت کرد که 2 تا از ارتفاعات مشرف به جاده را که می رفتی سد بود ، که ما توی آن مسیر بودیم . کموله و دموکرات به گونه ای محاصره شده بودند که فقط جرات کرده بود اسلحه اش را بردارد و فرار کند . فردای آن روز که ما وارد شدیم آن نیروها که شب محاصره شده بودند ، سد راه را گرفته بودند ، مشخص بود که درها و پنجره ها را شکسته بودند ، یک تیر هم آن شب شلیک نشد ودر سد بوکان حتی دماغ یک نفر هم خونی نشد و این سد به تسخیر نیروهای اسلام درآمد . و کموله و دموکرات از آنجا فرار کردند و حدود یک هفته ما در سد مستقر بودیم و بعد از آن ارتشی ها آمدند و سد را تحویل آنها دادیم و مجددا به مقر دخانیات شهر در سقز برگشتیم .
ثبت دیدگاه