شناسه: 148987

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی اصغر حسین خانی: یادم است بعد از اینکه از عملیات بزرگ جاده پیرانشهر - سردشت با نیرویی حدود 700 نفر بر می گشتیم ارتش مانع شد از این که ما در ساعات عبور و مرور منطقه حرکت کنیم اما کاوه دستور داد که باید عبور بکنیم من با چند نفر دیگر قرار گذاشتیم که اگر قرار شد نیروها بروند ما جلوی ستون حرکت کنیم و نگذاریم که کاوه در جلوی ستون قرار بگیرد چون احتمال خطر در منطقه زیاد بود و قرار گذاشتیم اینجا را به حرف کاوه نکنیم و جلوتر از ایشان حرکت کنیم تا چنانچه خطری بوجود آمد کاوه بتواند نیروها را هدایت کند . همین طورکه داشتیم به سمت مهاباد می رفتیم برخورد گردیم با نیروهای دژبانی ارتش . این ها با اینکه کاوه را ندیده بودند می گفتند : ما با کاوه هماهنگ کردیم درصورتی که کاوه کنارما قرار داشت اما آنها نمی شناختنش ولی آوازه کاوه را شنیده بودند . خود کاوه هم از این موضوع خنده اش گرفته بود . از این که ایشان را ندیده می گویند : ما با کاوه هماهنگ کردیم که شما نروید آقای کاوه هم در آن موقع حاضر نبود که بگوید من کاوه هستم . در عین حال به بچه ها دستور داد که راه را ادامه بدهید . بعد از اینکه نیروهای ارتش متوجه شدند نیروهای یگان ویژه شهدا هستند دیگر مجبور بودند راه را باز کنند و مانع نشوند ما حرکت را ادامه دادیم تا اینکه به مقرمان رسیدیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه