شرح عمليات
راوی اصغر حسین خانی: یکی دیگر از مأموریتهایی که توسط قرارگاه حمزه سید الشهدا به یگان ویژه شهدا واگذار شد لندی شیخان بود که در منطقه پسوه قرار داشت بعد از پادگان مهم ارتش نیروهای ضد انقلاب یک مسافتی نزدیک به پادگان را در دست داشتند و در دل کوه تعدادی غار بود که از آنها به عنوان زاغه مهمات استفاده می کردند و سلاح و مهماتشان را در آنجا نگهداری می کردند . طبق گزارشهایی که رسیده بود بیمارستانی هم دردل کوه ایجاد کرده بودند و مجروحانشان را به آنجا منتقل و مداوا می گردند این ارتفاعات در واقع مشرف به پادگان پسوه بود یعنی از توی پادگان ارتفاعات لندی شیخان را به راحتی می دیدند اما نیروهای ارتش مأموریت نداشنتند که به آن ارتفاعات حمله کنند و منطقه را پاکسازی کنند طی چند مرحله شناسایی که به اتفاق برادر کاوه انجام شد یک هفته به طول انجامید تا اینکه یگان آماده شد مأموریت را انجام دهد . شب اول عملیات آقای منصوری که معاون کاوه بودند قرار شد از یک محور وارد عمل شود من به استعداد سه گردان از یک محور وارد عمل بشوم و خود آقای کاوه هم با نیروهای مکانیزه وارد منطقه شود شب اول عملیات بعد از این که ما اعزام شدیم یک نا هماهنگی در محور غربی به وجود آمده بود که تماس گرفتند کار را ادامه ندهیم در همان شب ما یک مجروح دادیم ویک نفر هم از نیروهای ما روی مین رفت و شهید شد دلیل متوقف شدن این بود که محور غربی یک راه کار اساسی یا معبری را پیدا نکرده بود که وارد عمل شوند و بالا خره آنها به سمت ما آمدند یعنی همه نیروهای یگان قرار شد از یک معبر وارد عمل شوند و آن هم معبر شمال شرق بود که در اختیار ما بود در منطقه یک مسیرهایی را خود نیروهای ارتشی مین گذاری کرده بودند ضمن اینکه نمیدانستند کجا را مین گذاری کرده اند تا بتوانند پاکسازی کنند به هر حال تمام نیروهای یگان ویژه شهداء به استعداد چهارگردان پیاده از یک محور عبور کردیم و راه های سخت و دشواری را پشت سر گذاشتیم بعد از اینکه رسیدیم به اولین شیار منطقه برای گرفتن ارتفاعات با مشکلات رفتیم بعضی از این مناطق اصلا سنگ لاخی بود غیر قابل عبور بود از طرفی گزارش هم رسیده بود که ضد انقلاب دو لول ضد هوایی دارد،دوشیکا و خمپاره دارد شب اول با درگیری ما توانستیم ارتفاعات را تصرف کنیم چند نفر از بچه ها آنجا مجروح شدند از جمله آقای کاظمی شهید شد بعد از اینکه نیروها در گیر شدند با ضد انقلاب وجب به وجب آنجا را تصرف کردند برادر کاوه هم با نیرو های مکانیزه از سمتی که ماشین رو بود وارد کار شد و حدود 8 کیلومتر به جلو آمد و بعد از آن دیگر تردد برای ماشین امکان پذیر نبود ودر همانجا مستقر شدند برادر کاوه با هلی کوپتر در آنجا حضور پیدا کرد نیروهای ضد انقلاب خیلی سازماندهی شده بود و میدانستند بعد از این که منطقه تصرف شد چه عکس العملی انجام دهند در کجا تجمع کنند و این کار را کردند به شکل ستونی حرکت میکردند و خودشان را جابجا می کردند آن منطقه به تصرف نیروهای ما در آمده بود جنگ و در گیری شدید بود و تعداد غاری که حدود12 عدد بود به تصرف ما در آمد سلاح و مهمات ها را از غارها خارج کردیم و به عقب منتقل کردیم وبرادر کاوه از این عملیات سربلند و سرافراز بیرون آمد نیروهای ارتشی که در پسوه مستقر بودند در آن پادگان به استقبال کاوه آمدند و استقبال گرمی از ایشان انجام شد و احساس راحتی میکردند به جهت این که شرایط آن منطقه بسیار سخت بود از جند الله ارومیه خواسته که بیاید ودر منطقه حضور پیدا کند پایگاه بزند که این کار را انجام دادند و با حضور نیروهای جند الله ارومیه در منطقه یگان ویژه شهداء برای انجام عملیا بعدی به مقرشان باز گشتند.
ثبت دیدگاه