خاطره شماره 77 - شهید محمود کاوه
راوی محمدمهدی اصغرزاده: یکی از روستاهایی که رفتیم دوستار باشماق بود آنجا من خودم کمین کننده بودم که چیزی گیرمان نیامد توی ان روستا کاوه مردم را جمع کرد و شروع به سخنرانی کرد گفت:ببینید جمهوری اسلامی قدرت دارد میتواند روستای شما را با هوا پیما یا هلی کوپتر و نیز توپخانه بزند اما این را نمیکند ما که اینجا آمده ایم بخاطر شما است شما از تمام امکانات جمهوری اسلامی دارید استفاده میکنید ولی باز میآیید این نامردهای ضد انقلاب را راه میدهید بعضیاز روستائیان بلند شدند و گفتند ما چکار کنیم؟ما هیچگونه دفاعی از نمیتوانیم بکنیم عراق میاید به ما زور میگوید ما ناچاریم آنهارا راه بدهیم اگر راه ندهیم مارا میکشند یا به اسارت میبرند
ثبت دیدگاه