شناسه: 149005

خاطره شماره 78 - شهید محمود کاوه

راوی اصغر حسین خانی: یکی دیگر از ماموریت هایی که به یگان ویژه شهداء واگذار شد عملیات روی منطقه ی حسن لو بود که در مرز ترکیه و ایران واقع شده بود بعد از یک ماه شناسایی راه کاری را انتخاب کردند که واقعا دشوار بود یعنی بدون امکانات لودر، بولدوزر ممکن نبود که خودروها بتوانند خودشان را به آن منطقه برسانند این این جا برادر کاوه هماهنگی های بسیار زیادی کرد و تا زمان شروع عملیات هم مشخص نکرد که دقیقا نیروها بایستی از کجا وارد منطقه بشوند هماهنگی با ارتش و هوا نیرو انجام شده بود فرمانده گردانها سه مرتبه رفتند توی این منطقه تا اینکه ماموریت را به خوبی انجام دهند برادر کاوه معبر را طراحی کرده بود که شرایطش بسیار سخت بود راه طولانی بود و راه ماشین رو در آن منطقه وجود نداشت بعد از اینکه ما وارد منطقه شدیم و ضد انقلاب و سلطنت طلب ها به سمت ارتفاعاتی می رفتند که ما هم در همان سمت در حرکت بودیم و می خواستیم آن منطقه را به تصرف خودمان در بیاوریم اگر چه در عملیات های قبلی شب کاری نداشتند نیروهای مکانیزه ولی در این عملیات مهندسی شبانه روزی باید تلاش می کرد و همزمان با حرکت نیروهای پیاده نیروهای مهندسی هم شروع کردند به انجام عملیات راه سازی در کوهستان و کشیدن خودروها به ارتفاعات فکر می کنم حدود 15،10 تا بکسل هم همراه لودر و بولدوزر که فقط خودروها را خصوصا خودروهایی که 106 و107 روی آنها مستقر بود بکشاند سمت ارتفاعات زمانی که گردان حضرت رسول(ص) و امام علی(ع) وارد عمل شدند و ارتفاعاتی را که مشرف به آن روستاها بود گرفتند به دلیل اینکه ما با نیروهای مکانیزه بودیم به سرعت نتوانستیم وارد منطقه بشویم آن نیروها با ضد انقلاب و سلطنت طلب ها درگیر شده بودند بعد از اینکه روستا را به تصرف در آورده بودند حدود 13 نفر شهید و حدود 23 نفر مجروح داده بودند در عین حال به برادر کاوه در این عملیات بسیار سخت گذشت چون خودش را نمی توانست به ضد انقلاب برساند و از طرفی هم عجله داشت که اتفاق بیشتری برای بچه ها نیفتد و خطرات بیشتری آنها را تهدید نکند به هر حال خودش را به آن منطقه رساند و یادم است زمانی که می خواست تصمیم بگیرد و چه کسی داخل روستا برود و پاکسازی کند کاوه می گفت من می روم و آقای قمی پیشنهاد می کرد که نه شما باش من می روم قرعه کشی کردند و قرعه به نام آقای قمی افتاد آقای کاوه مرا هم خواست و گفت با قمی به سمت روستا برو و کار پاکسازی را شروع کنید هنوز حدود 200-300 متر از کاوه دور نشده بودیم که درگیری شروع شد به نحوی که تعدادی از بچه ها که با ما بودند در دم شهید شدند و ما توانستیم خودمان را از دو طرف به روستا نزدیک بکنیم و ضد انقلاب را از آنجا متواری دهیم وقتی به آنجا رسیدیم معاون یکی از گردان ها ه شهادت رسیده بود و خیلی راحت سرش را به زمین گذاشته بود ما منطقه را تصرف کردیم و آن روستا را شروع به پاکسازی کردیم کاوه هم خودش را از سمت راست ارتفاعات به نزدیک مرز ترکیه رساند و در آنجا ضد انقلاب را دنبال کرد و من و کاوه و قمی شروع کردیم به پاکسازی روستا و آن شیارهایی که ضد انقلاب در داخلش کار اساسی کرده بود و کلی از امکاناتش را جا گذاشته بود ضد انقلابی که در آن جا بود از سوی ترکیه تامین می شد یک تعدادی از نظامی های ترکیه با هلی کوپتر و یک تعدادی هم با خودروهای ایفا در آنجا حضور داشتند وحتی پیاده شدند و پایگاه زدند و در آنجا ماندند در عین حال کاوه معتقد بود که این ها از طرف ترکیه تامین می شوند و کلیه ی روستاهای مرز باید پاکسازی شوند که این کار را انجام دادند چون فرمانده یکی از گردانها شهید شده بود گردان را به من محول کردند که ما گردان را سازماندهی کردیم و در همان جا یک نوبت به عملیات پرداختیم که عملیات با موفقیت روبرو شد تعدادی از ضد انقلاب که در منطقه حضور داشتند اسیر شدند و منطقه کاملا پاکسازی شد و نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در آن منطقه مستقر شدند چند روزی در منطقه حضور داشتیم از جمله کارهایی که کاوه آنجا انجام داد توجه به ورزش بود روی آن ارتفاعات بچه ها فونبال بازی می کردند و کاوه هیچگونه مخالفتی با این کارها انجام نمی داد و خودش هم حضور پیدا می کردند بی سیم چی ضد انقلاب در این عملیات زن بود و از زن استفاده می کردند ایشان تماس گرفت که شماها بدبخت هستید چه کسی شماها را اینجا آورده که بچه ها هم جواب این زن را می دادند ما متوجه بودیم که نیروهای ضد انقلاب به هر شکل ما را دارند می پایند کاوه هم به دنبال این بود که وانمود کند به ضد انقلاب که آنها فاقد ارزش هستند آنها کوچکتر از این حرفها هستند که ما بخواهیم شرایطی را ایجاد بکنیم فوری پایگاه بزنیم و دور تا دور خودمان را بگیریم به راحتی به بازهای ورزشی فوتبال می پرداختند بعد از اینکه دو تا از خودروهای بزرگ ترکیه روی مرز مستقر شده بود یکی از هلی کوپترهای آنها برای انجام شناسایی مرزی در منطقه حضور پیدا کرد و در خاک جمهوری اسلامی به پرواز در آمده بود که کاوه پرید و یکی از اسلحه ها را گرفت و به سمت آن تیر اندازی کرد در حالی که بچه ها مات و مبهوت بودند از این عمل کاوه اما ایشان می گفت این هلی کوپتر نباید اینجا بیاید ما باید آن را بزنیم تا بدانند یگانهای ما اینجا حضور دادند و به این راحتی وارد خاک ما نشوند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه