شناسه: 149180

تلاش و پشتکار

راوی حسین رثایی: خاطرم هست یک روز که با برادر نورا… کاظمیان از قرارگاه جبهه بازدید می کردیم ایشان به قدری خسته بود که درمسیر راه در ماشین استراحت کرد وقتی از فرط خستگی نتوانست کفشهایش را از پایش درآورد این سردار سرافراز اسلام چند دقیقه ای در قرارگاه نماند که استراحت کند و بعد برای ادامه ماموریتش عازم شود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه