عشق به ائمه اطهار
راوی سید حسن قاسمی: قبل از عملیات والفجر 3 یک مراسمی داشتیم یکدفعه دیدم مصطفی قوی گوشه ای آهسته آرام دارد به سینه اش می زند و زمزمه می کند . اشک های این عزیز مثل باران می ریخت . من تعجب کردم . گفتم : مصطفی و اشک ریختن .
راوی سید حسن قاسمی: قبل از عملیات والفجر 3 یک مراسمی داشتیم یکدفعه دیدم مصطفی قوی گوشه ای آهسته آرام دارد به سینه اش می زند و زمزمه می کند . اشک های این عزیز مثل باران می ریخت . من تعجب کردم . گفتم : مصطفی و اشک ریختن .
ثبت دیدگاه