شجاعت و شهامت
راوی سیدهادی هاشمی: یک شب در منطقه مشغول نگهبانی بودم که دیدم یک سایه ای از دور می آید . با خودمان گفتیم خدایا این ایرانی است یا عراقی . گاهی تصمیم می گرفتیم که بزنم و گاهی از تصمیم خود صرف نظر می کردم . خلاصه بچه ها گفتند : بزن و نزن . ما همن نزدیم وقتی آمد جلو دیدم مصطفی قوی است . عراق از این موشک های هدایت شونده زده بود . ایشان از این طرف سر سیم را گرفته بود رفته بود تا جای سنگر عراقی ها و محل شلیک موشک را شناسایی کرده بود . تکو تنها در دل شب برای ما که پشت سنگر خودمان می ترسیدیم و سرمان را پایی می کردیم شجاعت ایشان بسیار تحسین برانگیز بود .
ثبت دیدگاه