شناسه: 149732

حرمت والدین

به روایت از جهانگیر قوچی بهزادفر : یک دفعه مادرمان مریض شده بود و ابوالفضل شب ها را نمی خوابید در کنار بستر مادرمان بیدار می ماند و به او قرص و شربت می داد و برای سلامتی اش دعا می کرد و می گفت: ای کاش مادرجان به جای تو من مریض می شدم تو زحمت زیادی را به پای من صرف کرده ای اما من نمی توانم زحمت تو را جبران کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه