پیش بینی شهادت
به روایت از علی طلوعی : یادم هست یک روز ما با شهید محمد رضا پیله وران معاونت و احد اطلاعات لشکر از برادران مشهد و برادر دلبریان مسئول یکی دیگر از گروهانهای غواص و شهید قوام فرمانده گروهان 3 غواصمان راه افتادیم تا برویم منطقه را از نزدیک ببینیم. منطقه نهر خین و حاشیه جزیره بوارین بود که می بایست فردای آن در لحظه مقرر به این خط حمله گسترده و جزیره بوارین عراق را تصرف کنیم . ما در روز ساعتها ی9 الی 8 صبح با ماشین بسوی منطقه رفتیم . از آنجائیکه شناخت زیادی نسبت به معنویات شهید قوام پیدا کرده بودم و مطمئن بودم که با آن روحیات در این عملیات شهید خواهد شد . چرا که می گفتیم شاید روحش دیگر طاقت ماندن در این دنیای خاکی را نداشته باشد لذا یادم هست سوار ماشین که شدیم در فکر ایشان بودم و مثل اینکه بدانم ایشان شهید می شود کنجکاوی می کردم تا ببینم شهید قبل از شهادتش چه حالاتی دارد . وقتی نگاه او کردم آنقدر چهره عرفانی بخود گرفته بود که شاید من نتوانم آن حالات را وصف کنم . ما با بقیه برادر داشتیم می خندیدیم و صحبت می کردیم و ایشان صورتش را در حالی که لبخندی بر لب داشت بطرف آسمان گرفته بودو گویی در آسمان کسی و یا چیزی را می دید . بخاطر دارمچند شب قبل هم که روی عملیات کربلای چهار کار می کردیم آخر های شب که می آمدیم بخوابیم من در محوطه پایگاه به ایشان گفتم : برادر قوام خلاصه ما را از یاد نبری و ما را هم شفاعت کن ...... ایشان یکسره شکسته نفسی کردند اما چیزی بود که کاملا مشهود بود .
ثبت دیدگاه