شناسه: 149783

احساس مسئولیت

به روایت از علی طلوعی : سال 1360 بود که از طرف جهاد مأمور شدیم تا سد خاکی را بعد از روستای بهاریه از توابع کاشمر به نام سید شهید هادوی احداث کردیم. متأسفانه درحین کار به مشکل بسیار اساسی برخورد کردیم و از ادامة کار باز ماندیم. اعضای مسئوول گرد هم جمع شدند تا اگر بتوانند مشکل را مرتفع کنند. اما متأسفانه نتیجه ای به غیر از اینکه موضوع را با آقای قوام در میان بگذارند، حاصل نشد. فردای همان روز ساعت 7 صبح من و تعدادی دیگر از مسئوولین به نزد آقای قوام رفتیم تا موضوع را به اطلاع ایشان برسانیم. هنوز سلام و احوال پرسیمان تمام نشده بود که آقای قوام رو به من کرد و گفت: می‌دانم برای چه پیش من آمده اید، در مورد خلل در کار سدسازی، درست می گویم یا نه؟ با تعجب بسیار فراوانی عرض کردم شما از کجا مطلعید! ما که هنوز این مطلب را از دیشب ـ آخر شب ـ تا الان به کسی نگفته ایم. ایشان با چهرة بشاشی جواب داد، من همین الان از آنجا آمده ام. مشکل را احساس و همچنین مرتفع ساختم، می توانید به ادامة کارتان بپردازید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه