حسن برخورد
به روایت از محمد باقر قوام : آن زمان 3 سال بیشتر از عمرم نمی گذشت یادم می آید که با دستهای کودکانه ام قرآن را گرفتم و پدرم آن را بوسید و بعد از خداحافظی به سوی جبهه های نبرد راهی شد. همانجا به من گفت : پسرم، تو پسر بزرگ خانواده هستی. مثل یک مرد مواظب مادرت باش و به حرفش گوش کن.
ثبت دیدگاه