امدادهای غیبی
به روایت از محمدباقر قوام : داییام خاطرهای را دربارة پدرم سید علیرضا قوام این گونه نقل میکرد. ‹‹وظیفهی پدرت در جبهه احداث خاکریز توسط لودر بود. ناگهان در حین انجام وظیفه دو دستگاه ماشین عراقی از سمت چپ و راست به سوی ایشان حملهور شدند او هم با بیل لودر به طرف آنها حرکت کرد با این کار پدرت، عراقیها تیراندازی کردند. اما به یاری امدادهای الهی دو گروه عراقی یکدیگر را مورد هدف قرار دادند و اشتباهاً تیرهایشان به هم اصابت کرد سرانجام دو ماشین به آتش قهر الهی دچار شده و منفجر شد و تمام سرنشینان آن به درک واصل میشوند.››
ثبت دیدگاه