شناسه: 150186

توجه به خانواده

به روایت از محنمد ابراهیم قزازانی : یک شب پسرم مهدی خواب بود که برادر کوچکش آمد و او را بیدار کرد و گفت : داداش چرخم را نوار پیچ می کنی . مهدی هم از خواب بیدار شد. گفتم : بابا برو بخواب . این بچه چیزی نمی فهمد که این موقع شب آمده و می خواهد چرخش را نوار پیچ کن . اما مهدی گفت : نه بابا گناه دارد بچه نمی داند رفت و تا ساعت دو ،‌سه بعد از نصف شب چرخ برادرش را نوار پیچ کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه