شناسه: 151267

احساس مسئو.لیت

به روایت از حسین فیوج گرینه : زمانی که من و حسن با قالی باف می رفتیم مادرمان صبح زود غذای ما را آماده می کرد و به ما می دا د تا به سر کار برویم ولی من سعی می کردم از کار فرار کنم اما حسن با مهربانی و با اینکه من برادر بزرگتر ایشان بودم به من می گفت:ما باید کاری را که قبول کرده ایم به نحواحسن و تا آخر انجام دهیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه