عشق به جهاد
به روایت از محمد اسماعیلی : ما هنوز خبر نداشتیم که عملیات است اما همین که طبق مرسوم شبهای عملیات غذا مرغ آوردند میرزا علی خوشحال شد و گفت:امشب عملیات داریم.او آنقدر خوشحال شده بود عملیات است که غذایش را هم نخورد و سریع خودش را آماده رفتن کرد و به بقیة هم گفت:سریع آماده شوید تا جا نمانید.
ثبت دیدگاه