شناسه: 151927

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی غلامحسین رضوانی: یادم است روزی تصمیم گرفتم که از مقر خودمان بروم پیش آقای فرومندی. یادم است توی راه چند نفر از بسیجی ها ایشان را دیدند که دارد می رود توی سنگر. یکی از آن بچه ها می گفت: فرمانده ی تیپ همین است دیگری می گفت: حاجی آقای فرومندی همین است دیگری جواب می داد که بله خودش است باز دیگری می گفت: خیلی مظلوم است و همیشه می بینمش. من همین طور که می رفتم سرم را پایین انداخته بودم و به حرفهای بسیجی ها گوش می دادم و می خندیدم و گاهی هم به فرومندی نگاه می کردم و چشمم را پایین انداخته و می خندیدم. یادم است ده پانزده جمله را از بسیجیان در بین راه که به آقای فرومندی می گفتند شنیدم. وقتی خدمت آقای فرومندی رسیدم گفتم: شما چرا این قدر مظلوم هستی؟ ایشان گفتند: چه کسی گفته من مظلوم هستم؟ گفتم: بچه های بسیجی می گویند. ایشان گفتند: شما بسیجی ها همین طور هستید هر چی دلتان می خواهد می گویید. گفتم: من نگفتم دیگران می گویند. گفت: نه، خود شما هم تاکنون چند بار این حرف را زده ای. بعد گفتم: مظلومیتتان که خوب است ولی بچه ها می خواهند بدانند که شما چرا این طوری هستی؟ گفت: دیگر لطف خداست و یکسری صحبت هایی کردو دیگر چیزی نگفتند. فقط خندیدند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه