خاطره شماره 50 - شهید محمد فرومندی
راوی ناصر غزالی پور: قبل از عملیات فاو بچه های فنی مهندسی روی جاده کار می کرده اند. آقای فرومندی همیشه از این بچه ها خبر میگرفت ومشکلات آنها را حل می کرد. در میان این بچه ها، 2پیر مرد معمولی بودند که راننده کامیون بودند. حاج محمد یک ساعتی با این دو پیر مرد صحبت کرد واز عملیاتها ونحوه انجام آنها سخن گفت. به اندازه ای این دو نفر جذب این بزرگوار شده بودند که در آخر شروع به گریه کردن نمودند. بعد از آن حاج محمد کنار این دو نفر نشست و آنها نیز مسائل و مشکلات خویش را برای او عنوان کردند. بعد از اینکه آقای فرومند رفت آنها متوجه شدند که او قائم مقام لشگر بوده.
ثبت دیدگاه