عشق به جهاد
راوی ن.م سطوتی: شهید فرومندی برایم نقل کرد که ایشان در یک منطقه فرمانده بود. بعد آن محور را به یگان دیگری تحویل می دهد.ایشان ادامه داد و گفت: یک روز که قصد رفتن به اهواز را داشتم با خود اندیشیدم که یک خبری از آن یگان بگیرم و تجربیاتم را در اختیار فرمانده آن قرار دهم. محض ورود به آن منطقه نیروها عراقی حمله شدیدی را شروع کردند شیطان به سراغم آمد و شروع به وسوسه کردن من نمود که فلانی تو الان بدون اجازه مافوقت در اینجا حضور پیدا کردی و این مسئله از نظر شرعی اشکال دارد.و چنانچه در این موقیت شهید شوی کسی تو را نمی شناسد و جنازه ات گم می گردد.خلاصه این بزرگوار می گفت:شیطان می خواست ما را با دلائل به ظاهر عقلانی و شرعی وسوسه کند ولی من بالاخره به آن منطقه رفته و اتفاقا حضور من در آنجا مثمرثمر شد و آنها به من نیاز داشتند.
ثبت دیدگاه