شناسه: 151991

اطاعت از فرماندهي

راوی مرتضی عفتی: در عملیات والفجر 8 مأمور شدم تا یک نفربر پر از مهمات را به یک محور عملیاتی ببرم و نیروهای آنجا را نیز توجیه کنم. فرمانده لشکر به ما دستور داد تا از یک جاده مخصوص برویم. من خدمت آقای فرومندی رسیدم و از ایشان درخواست کردم تا از یک محور دیگر برویم چون اگر از جاده برویم به علت کوتاه بودن خاکریزها، دشمن براحتی ما را هدف قرار می دهد. ولی ایشان به ما گفت که دستور فرمانده لشکر را رعایت کنیم. گفتم: امکان دارد نفربر را بزنند. گفت: شاید هدف این بوده که نفربر زده شود. گفتم: ما که می توانیم از یک مسیر دیگر برویم. گفت: خیلی کارها می توانید بکنید. ما خیلی کارها می توانیم انجام دهیم. ولی باید ببینیم د اطاعت از فرماندهي
راوی مرتضی عفتی
در عملیات والفجر 8 مأمور شدم تا یک نفربر پر از مهمات را به یک محور عملیاتی ببرم و نیروهای آنجا را نیز توجیه کنم. فرمانده لشکر به ما دستور داد تا از یک جاده مخصوص برویم. من خدمت آقای فرومندی رسیدم و از ایشان درخواست کردم تا از یک محور دیگر برویم چون اگر از جاده برویم به علت کوتاه بودن خاکریزها، دشمن براحتی ما را هدف قرار می دهد. ولی ایشان به ما گفت که دستور فرمانده لشکر را رعایت کنیم. گفتم: امکان دارد نفربر را بزنند. گفت: شاید هدف این بوده که نفربر زده شود. گفتم: ما که می توانیم از یک مسیر دیگر برویم. گفت: خیلی کارها می توانید بکنید. ما خیلی کارها می توانیم انجام دهیم. ولی باید ببینیم دستور چیست؟ ما از جاده رفتیم و عراقیها نفربر را زدند و تعدادی از بچه ها شهید شدند. من خودم را به ایشان رساندم و گفتم: حاج آقا! بالاخره نفربر را زدند با اینکه من قبلا گفته بودم. آقای فرومندی گفت: این جنگ نفع مادی و اقتصادی ندارد. این جنگ به دستور ولایت است و در همه حال باید تابع فرمانده بود و در این مورد فرمانده شما اینطور دستور دادند.ستور چیست؟ ما از جاده رفتیم و عراقیها نفربر را زدند و تعدادی از بچه ها شهید شدند. من خودم را به ایشان رساندم و گفتم: حاج آقا! بالاخره نفربر را زدند با اینکه من قبلا گفته بودم. آقای فرومندی گفت: این جنگ نفع مادی و اقتصادی ندارد. این جنگ به دستور ولایت است و در همه حال باید تابع فرمانده بود و در این مورد فرمانده شما اینطور دستور دادند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه