تدبیر نظامی و مدیریت
راوی علی اصغر برقبانی: زمانی عملیات میمک شروع شد که ما سه گردان داشتیم. فرماندهان گردان شهید شجیعی آقای زنگنه و شهید صادقی بودند. البته در مورد شهید صادقی شک دارم که ایشان آنجا حضور داشتند یا نه. آنجا وقتی وارد عمل شدیم شب بود و تقریباً صبح که گردان در محاصره قرار گرفته بود، به خصوص اینکه آقای زنگنه در سینه میمک گیر کرده بود و آقای شجیعی هم در روی منسیل گیر افتاده بود. منسیل منطقه ای بود بر پشت حلاله. من به آقای فرومندی گفتم: که من بروم. گفت: نه اینجا تنهایم ولی وقتی دید که وضع خیلی نگران کننده است به ما اجازه داد برویم. من با چند نفر از بچه ها رفتم. عزیزان تنها رفتند در وسط میدان. چند تا از بچه ها را پیدا کردم که آنها از گردان دور افتاده بودند و پیدا نمی کردند. تازه راه افتاده بودند که وسط دشمن بروند همان چند نفر را برداشتیم _ خلاصه به هر نحوی که بود رفتیم و توانستیم محاصره را بشکنیم و همه عراقی هایی که آنجا بودند اسیر شدند و با شهید شجیعی به همدیگر رسیدیم. همدیگر را بوسیدیم. در همان زمان بود که تقریباً منطقه میمک به طور کامل فتح شد
ثبت دیدگاه