شناسه: 152091

دقت در بيت المال

راوی ماه بانو قلی زاده: یک روز خودم مریض بودم و همان شب به دکتر رفتم اما موفق نشدم داروهایم را بگیرم . صبح روز بعد به آقای فرودی گفتم: من دیشب چون دیر وقت بود موفق نشدم داروهایم را بگیرم .شما اگر می شود آنها را برایم بگیرید. حدود ساعت 9 صبح بود که متوجه شدم در می زنند وقتی درب را باز کردم دیدم همسرم داروهایم را آورده است . گفتم : شما مگر ماشین ندارید که پیاده می آیید . گفت : چرا ولی ماشین را جلوی کوچه زردی پارک کردم .گفتم : برای چه تاجلوی خانه با ماشین نیامدید ؟ گغت: ماشین مال بیت المال است و من برای انجام کارهای سپاه از مقر بیرون آمده ام . من حق ندارم ماشین را جلوی درب خانه ام بیاورم و با آن داروهای همسرم را بدهم . تا مسیری که جزء کار سپاه بود با ماشین آمدم و ما بقی آن را پیاده آمدم . گفتم : خوب پول بنرینش را حساب کنید. گفت : پول بنزین را حساب کنم لاستیکهایش که می سابد چکار کنم ؟ چه جوری جواب خدا را بدهم ؟ نه من اینکار را نمی کنم بیت المال اینطوری نیست که هر کسی بتواند برای خودش استفاده کند چون ما باید اون دنیا جواب بدهیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه