محبت و مهرباني
راوی چشمه نور: یادم است در یکی از عملیاتهای فرودی مجروح شده و مدتی در بیمارستان بستری بود وقتی به منزل انتقال پیدا کرده بود خانمش برای یک روز ظهر ایشان سوپ درست کرده بود . هنگام ظهر یکی از دوستانش وارد خانه می شود فرودی به ایشان می گوید : نهار خورده ای ؟ می گوید : نه اتفاقا خیلی هم گرسنه ام فرودی می گوید : غذا هست و غذای خود را به ایشان می دهد تا بخورند .
ثبت دیدگاه