پيش بيني شهادت
راوی مجتبی غنی زاده: برادرم قبل از این که برای آخرین بار به جبهه برود خداحافظی عجیبی نموده بود به منزل شهید علی پور رفته بود و گفته بود که: دایی جان این دفعه که می روم به یقین بر نمی گردم این ساعت حیف است که به دست عراقی ها بیفتد ساعت را در می آورد و به حاج آقاعلی پور می دهد و می گوید این ساعت را بدهید به پدر یا برادرم می دانم که به دست عراقی ها خواهم افتاد یکی از همسنگرانش که در همان شب کربلای پنج با او بوده و هم اکنون جانباز است به نام آقای طاهری نیز تعریف می کرد که یوسف به من گفته من بر نمی گردم امشب هم حالت دیگری دارم فقط به مادرم بگوئید زیاد غصه نخورد ما راه خود را پیا کرده ایم و این راه رسیدن به معبود است این را گفت و به عملیات رفتیم و همانطور هم شد جنازه اش را عراقی ها بعد از شهادت زیر ماشین گرفته بودند.
ثبت دیدگاه