شناسه: 153064

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مریم غلامی: بعد از چهلم برادر شهیدم که جهت خبرگیری به خانه اش رفتم همسرش گفت : یک شب دیدم بعد از خواب بیدار شده و دارد بلند بلند می خندد از ایشان سئوال کردم چرا میخندی؟ گفت : الان بابا عباس آمد و به من پفک داد مادرش می گوید : کی آمد ؟ کجا رفت ؟ لیلا می گوید بابا عباس گفته تو باش من می روم سر کار الان بر می گردم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه