شناسه: 153065

تشييع جنازه

راوی مریم غلامی: یادم می آید وقتی رفتیم که پیکر مطهر برادرم عباس را رویت کنم هنگامی که ملافه ی بالای تابوت را برداشتند یک بوی خوشی را حس کردم و تابوت هم آن بو را میداد این قدر داخل تابوتش نورانی بود که آدم فکر می کرد او خوابیده و زنده است صورتش خیلی زیبا شده بود با چهره ای مظلوم و لباسی سفید داخل تابوت خوابیده بود دیگر من چیزی نفهمیدم همانجا افتادم وقتی چشمم را باز کردم دیدم روی تخت بیمارستان هستم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه