شناسه: 153625

خبر شهادت

راوی محمد امیر کریمی زاده: نزدیک ظهر بود. زنگ در به صدا در آمد من رفتم در را باز کردم. دیدم ماشین سپاه جلوی درب منزل است و دخترم به همراه بچه هایش درون ماشین هستند. ولی خوب از احمدآقا خبری نیست. من خیلی تعجب کردم! چون آنها چهار، پنج روز بیشتر نبود که به ایلام رفته بودند. بعد از احوال پرسی با دخترم از او پرسیدم احمدآقا کجاست؟ گفت: می گویند زخمی شده است، ولی تا الان به چند بیمارستان سرزده ایم ولی خوب هنوز نتوانسته ایم او را پیدا کنیم. من به سرعت رفتم و از راننده سؤال کردم، اتفاقی برای احمدآقا افتاده است؟ اگر چیزی شده به من بگویید؟ راننده گفت: شما فردا بروید ستاد شهدا آنجا به شما اطلاعات لازم را می دهند، نگران نباشید انشاءالله مجروح شده اند. فردای آن همان روز من به همراه همسرم وتعدادی از اقوام به ستاد شهدا رفتیم دفتر دار آنجا شروع به نگاه کردن اسامی شهدا کرد. بعد از این که تعدادی از دفترها را نگاه کرد گفت: اسم ایشان در لیست نیست احتمال دارد ایشان شهید نشده باشند و یا اگر شهید شده اند جنازه هنوز به مشهد منتقل نشده است. چند روزی ما همین طور بلاتکلیف و بی خبر از وضعیت ایشان بودیم، تا این که پیکر مطهر احمدآقا را به مشهد آوردند و آن موقع به ما گفتند که ایشان شهید شده است

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه