عشق شهادت
راوی محمد امیر کریمی زاده: یک روز به سایت 5 رفتم. همان روز? که من آنجا بودم خبر شهادت مرتضی تندیس در کل سایـت پیچیده بود. در حال قدم زدن بودم. که ناگهان متوجه ی احمد آقا شدم، در گوشه ای از سایت ایستاده بود. با آرامی از پشت سر به او نزدیک شدم، داشت کلماتی را با خود زمزمه می کرد. کمی دقت کردم تا شاید متوجه شوم ایشان با خودش چه زمزمه می کند. او داشت می گفت: خدایا من را شهید کن. به نظر من کسی که با این سادگی و اخلاص از خدای خود تقاضای شهادت می کرد، لیاقتش چیزی جز شهادت نبود.
ثبت دیدگاه