معجزات جنگ
برادر شهیدم غلامرضا خاطرهاى را براى مادرم تعریف او گفت: یک روز من تنها در سنگر بودم وسایر همرزمان و همسنگران من بیرون بودند و در همین حال یک خمپاره به سنگراصابت کرد و کلاً سنگر ویران شد و همرزمانم گمان کرده بودند که من شهید شدهام و پودر شدهام اما به معجزه حضرت زهرا سلام الله علیها من هیچ طور نشدم و تمام همرزمانم متعجب شده بودند.
ثبت دیدگاه