شناسه: 153809

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

یک شب خواب دیدم البته بعد از شهادت غلامرضا که : من و غلامرضا و برادرش در یک باغى بودیم و در بین باغ یک بلندى بودکه من روى آن بلندى ایستاده بودم و این شهدا در پایین بودند یک وقت دیدم یک ماشین آمد و این دو نفر را سوار کرد و رفت من هم به دنبال این‏ها دویدم و هرچه سعى کردم به اینها نرسیدم یکدفعه بیدار شدم و دیدم که خواب دیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه