شناسه: 153810

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

یک شب خواب دیدم غلامرضا آمده و روى پله‏ها نشسته است گفتم چرا اینجا نشسته‏اى؟ گفت پسر خاله‏ام را که به شهادت رسیده است در خواب دیدم که به من گفت غلامرضا که بیا که مى‏خواهم تو را با خود ببرم پرسیدم کجا مى‏خواهى ببرى؟ گفت بیا با هم برویم به یک باغى که به تو تعلق دارد مى‏خواهم نشانت بدهم رفتم دیدم یک باغ سرسبز و خوب است در ضمن این خواب را مادرم قبل از شهادت غلامرضا دیده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه