ناظر و شاهد بودن شهيد برامور
راوی محمدعلی علیزاده: یک شب خواب دیدم که برای خانواده نورعلی مشکلی بوجود آمده ونورعلی داردخودش را می زند دستهایش را نگه داشتم گفتم : خودت را نزن ،ناراحت نباش مشکلش انشاءا… حل می شود و ایشان آنقدر خودش را زد که خون پیشانی اش جاری شد و در حالی من این خواب را دیدم که شب قبل همسرش بخاطر مشکل فرزندش بسیار گریه کرده بود.
ثبت دیدگاه