خاطرات نحوه مجروحيت
راوی علی حاجی پور: در عملیّات کربلای پنج آقای علی پور به من گفتند : بروم جلو و در یک قسمت خط خاکریزی احداث کنم که جلوی دید دشمن گرفته شود . ما رفتیم و نیروها را مشغول کار کرده ، در حین آمدن به نزد علی پور بودم بولدزری را دیدم که می خواهد وارد جزیره بوارین بشود . یک دفعه زیر شنی بولدوزر یک انفجاری صورت گرفت ابتدا فکر نمی کردم که علی پور همراه این بولدوزر باشد . وقتی جلو رفتم دیدم علی پور روی زمین افتاده و یک پایش روی مین رفته و مورد اصابت آر پی جی هم قرار گرفته بود . بلافاصله با چفیه هایی که همراه داشتیم به هر پایش یک چفیه بستیم و به همراه آقای قدرتی و یک نفر از بچّه های روستای جیم آباد رفته و یک برانکاردی آوردیم . اتّفاقاً در همین حین سردار قاآنی فرماندة لشکر را دیدم که پرسید علی پور چی شده است ؟ گفتم : مجروح شده اند ایشان گفتند : سریع او را به اورژانس برسانید . ما علی پور را داخل آمبولانس گذاشتیم تا سریع به اورژانس منتقل کنند . در همین هنگام در حالی که خون زیادی از علی پور رفته بود امّا روحیّه به ما ، از ما خواست که هرچه سریعتر به محلّ مأموریّت رفته و ضمن روحیّه دادن به بچّه ها ادامة کار را انجام دهیم و از ما خداحافظی کرد و رفت .
ثبت دیدگاه