لحظه و نحوه شهادت
در عملیات کربلای 5 آقای عظیمی در راس گروهی قرار می گیرد که داوطلبانه برای پاکسازی شهرک دوئیجی از نیروهای دشمن به آنجا می روند . البته قبل از آنها یک گردان هم نتوانسته بود آنجا را آزاد کند. در حالی که گروه ایشان فقط 10-12 نفر بود . برادران نقل می کردند : آقای عظیمی یک آر پی جی روی دوشش گذاشته بود و جلو می رفت ناگهان خمپاره ی دشمن به طرف او اصابت می کند و او به درجه ی رفیع شهادت می رسد. یکی از برادران کرمانشاهی به نام شیرعلی که تا حدودی از نظر شکل و قیافه و قد و قامت شبیه به آقای عظیمی بود وتخلیه مجروحین و شهدا را بر عهده داشت تعریف می کند که : من از نزدیکی خمپاره شهید عظیمی رد شدم وهنوز چند قدمی نرفته بودم که متوجه شدم این شهید عظیمی است . برادر شیر علی همان جا پاهایش سست می شود و در مقابل جنازه زانو می زند و با ادای احترام گرد و خاکهایی که روی صورت شهید عظیمی نشسته بود را پاک می کند . معلوم می شد که شدت انفجار خیلی زیاد بوده که اینقدر زود چهره ی شهید غرق در خاک شده بود . بالاخره جنازه ی شهید را توسط ماشین به پشت جبهه منتقل می کنند . برادر شیر علی آنقدر شیفته ی اخلاق و روحیات و کارهای شهید عظیمی شده بود که سعی می کرد مقلد رفتار او باشد
ثبت دیدگاه