توانایی جسمی رزمی
آخرین دفعه که از جبهه آمده بود خیلی فرق کرده بود . او جثة بزرگی داشت خوراکش هم به اندازة دو نفر بود اما آخرین بار که به منزلمان آمد و من برایش غذا کشیدم ، دیدم نصف بشقاب بیشتر غذا نخورد گفتم : داداش جان چرا غذا نخوردی ؟ گفت : میل ندارم . همسرم آقای وفایی پور گفت : آقا غلام خوراکت کم شده ؟ گفت : آقا میرزا دوست ندارم چاق بشوم ، چون اگر چاق بشوم نمی توانم بدوم . فکر می کنم چهره اش نسبت به دفعات پیش که به مرخصی می آمد نورانی تر شده بود .
ثبت دیدگاه