توجه به خانواده
به روایت از عصمت عسگری : یادم هست آخرین باری که پدرم را دیدم سر کلاس درس بودم که مادرم به مدرسه آمده بود و مرا صدا زد و گفت: بیا با پدرت خداحافظی کن گفتم: اجازه ی خارج شدن از کلاس را ندارم مادرم گفت: معلنتان هم برای خداحافظی با برادران بسیجی آمده است خیلی خوشحال شدم که می توانستم با پدرم خداحافظی کنم مثل این که کسی به من گفت: دیگر پدرت را نخواهی دید . دلم نمی خواست چشم از پدرم بردارم و ماشین که راه افتاد مقداری را پشت سر ماشین رفتم و بدرقه یشان کردم .
ثبت دیدگاه