شناسه: 155200

خاطرات بعد از مجروحیت

به روایت از عبدالله هروی : یک بار علیرضا عربی در حین عملیات شناسایی مجروح شده بودند. بنده برای عیادت ایشان به بیمارستان رفتم، یکی از برادران دیگر بنام آقای اسکندری نیز مجروح شده بودند و دو پای خودش را از دست داده بود، وقتی من خدمت آقای عربی رسیدم ایشان به من گفت: نگران نباشید خواست خدا این بوده من آرزوی شهادت داشتم. ولی فعلاً خدا تا این حد نصیبم کرده است. ایشان به من گفتند: مجروحیّت من زیاد مهم نیست، ای کاش شما اول به عیادت آقای اسکندری می رفتید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه