خواب و رویای دیگران در مورد شهید
چند سال بعد از به شهادت رسیدن فرزند عزیزم محمد رضا یکشب خواب دیدم محمد رضا به منزلمان آمده است با دیدنش خوشحال شدم و به سویش دویدم غرق در بوسهاش کردم بعد از احوال پرسى )چون هنگامى که در معراج براى پیکرش رفته بودیم از ناحیه سه مجروح و پانسمان شده بود( پرسیدم محمد رضا سرت چطور است خوب شده یا نه؟ دیدم دستمالى بر پیشانى اش بسته و با شنیدن سؤالم دستمال پیشانش را باز کرد و گفت: ببین مادر حالم خوب خوب است.
ثبت دیدگاه