انتخاب اسم
به روایت از صغری عجم : ماه محرم بود و ما سر کوره ها ی آجرپزی شاه عبدالعظیم که حسین را حامله بودم مریض که شدم ما را به بیمارستانی در شاه عبدالعظیم بردند تا این که بچه به دنیا آمد- نام پدرم حسین بود .روز بعد که از پشت پنجره ها آمدند و گفتند جنس بچه چیه؟ گفتم پسراست گفت بده در گوشش اذان بگویم پرستارها گفتند ما اذان گفته ایم ایشان گفتند خیر خودم هم می خواهم اذان در گوشش بگوییم بعد گفت من خودم حسین هستم ماه محرم هم است نامش را حسین بگذارید. پرستارها گفتند بچه را بدهید ختنه کنیم اما ایشان گفتند خودمان می خواهیم با خواندن روضه او را ختنه کنیم.
ثبت دیدگاه