خاطرات نحوه مجروحیت
به روایت از رجب علی عجم زبید : در عملیات والفجر 9 حسین عجم زخمی شده بود به نحوی که 7 تیر به بدنش اصابت کرده بود بعد از یک شبانه روز که نیرو های پشتیبانی آمده بودند و عملیات تمام شده بود بچه ها گفته بودند که برویم ببینیم حسین چطور است وقتی رفته بودند دیده بودند یک نفر داخل کوه ها ست فکر کرده بودند که عراقی بوده است وقتی دقت کرده بودند دیده بودند حسین عجم است که آنجا افتاده است خیلی خون از ایشان رفته بود ایشان را آورده بودند به ستاد و بعد او را منتقل کرده بودند به بیمارستان شرکت نفت تهران و بعد به ما اطلاع دادند ما هم از اینجا رفتیم به بیمارستان آنجا ما را گریه گرفت پرسیدم پدر جان چطوری؟ گفت خوبم عالی هستم بعد گفت بابا اول بگو گردان و بچه ها حالشان چطور است بعد از من بپرس بعد من گفتم حال آنها خوب است و گردان آن منطقه را فتح کرده است بعد از یکی دو روز از آنجا برگشتیم در پایان حرفهایش گفت که من از خدا تقاضا می کنم که یکبار دیگر خوب شوم و بتوانم دادم را از میدان و میدانیان بگیرم و در حالیکه دو تیر در پایش بود لنگ لنگان به جبهه رفت و در عملیات کربلای 5 به عنوان فرمانده گردان به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه